دریاچه ارومیه
دریاچه ارومیه در شمال غربی ایران و در منطقهٔ آذربایجان واقع شدهاست. این دریاچه طبق آخرین تقسیمات کشوری، بین دو استان آذربایجان شرقی و آذربایجان غربی تقسیم شدهاست. دریاچهٔ ارومیه، بزرگترین دریاچهٔ داخلی ایران و دومین دریاچهٔ آبشور دنیا است. آب این دریاچه بسیار شور بوده و عمدتاً از رودخانههای زرینهرود، سیمینهرود، گدار، باراندوز، شهرچای، نازلو و زولا تغذیه میشود.

ادامه نوشته
اشنویه آذربایجان غربی
اْشنَویه (به کردی: شنو= Şino) یکی از شهرهای کردنشین استان آذربایجان غربی ایران است. این شهر مرکز شهرستان اشنویه است که در قسمت غربی این استان جای گرفته است. بر پایه سرشماری سال ۱۳۸۵، جمعیت این شهر برابر با ۲۹٬۸۹۶ نفر بوده است.

اشنویه(شنو) در حالیكه در موزه قدم می زدم یك سنگ بزرگ با دستخطی قدیمی توجهم را به خود جلب كرد . طبق گفته راهنما این سنگ بین دو مرز آشوریان و اوراتور(ارمنستان) ، نه صد سال قبل از بنای تخت جمشید قرار داده شده بود . این سنگ } كیله شین { نام دارد . نام شهر اشنو با خط میخی روی سنگ حك شده است . من كنجكاو شدم كه بیشتر در مورد این شهر بدانم . حالا من آنرا از جنبه های جغرافیای تاریخی و اجتماعی توضیح می دهم . اشنویه در جنوب غربی آذربایجان غربی ، بین سه كشور ایران ، عراق و تركیه واقع شده با طول جغرافیایی 45 درجه و 6 دقیقه و عرض 37 درجه و 2 دقیقه و 30 ثانیه و اختلاف ساعت آن با تهران 20 دقیقه و 12 ثانیه است و با مركز استان 71 كیلومتر فاصله دارد . ارتفاع متوسط آن از سطح دریا 5080 فوت معادل 1524 متر است و مساحت كل منطقه اشنویه 64 كیلومتر است . در شمالغربی دو قله بنام رندوله (با ارتفاع 6000 پاو ) و بابوله در روبروی هم قرار دارند و مشرف به شهر اشنویه می باشند . این دو قله دارایی یخچالهای طبیعی دره ای است . اشنویه دارایی مطبوعترین آب و هوای منطقه آذربایجان غربی است سرد و مرطوب كوهستانی بوده و دارای زمستانهای سرد و طولانی و تابستانهای معتدل می باشد . حداكثر درجه حرارت در تابستان 6/40 درجه سانتیگراد و حداقل درجه حرارت 5/14 درجه مشاهده شده . گرمترین و سردترین محل ، به ترتیب نالوس و گلاز می باشد . میزان بارندگی سالیانه 5/440 میلیمتر و درجه رطوبت 5/2 درصد در سال می باشد . اشنویه منطقه بادخیز می باشد از جمله بادشمال (شه مال ) ، بادزریان ، باد قبله و باد سلماس . گادر ، كانی رش ، گلازچای ( روبار ) و گرد كاشان از جمله رودخانه های واقع در اشنویه اند كه بزرگترین آن رودخانه گادر به طول 100 كیلومتر است كه در كتاب های تاریخی به نام رود كدیر مشهور است . سلطان مصطفی ( كانی باد ) ، پیر رش ، باد كانی شیخ رش ، كانی پولیه ( آب آن از زیر شكاف سنگها می جوشد و بعد از جریان پیداكردن تبدیل به سنگهای كوچك آهكی می گردد ) ، كانی گراو ، كانی سپی ، كانی مرگور ، سه كانی عین الروم و ... از جمله چشمه های معدنی اشنویه هستند كه مردم برای علاج بیماری رماتیسم و امراض پوستی از آنها استفاده می كنند كه معروفترین آنها كانی گراو است كه در یكی از باغهای اطراف اشنویه واقع است در هنگام اشغال این منطقه توسط روسها دور تا دور آنرا میوه فرا گرفته مانند گردو ، بادام و انگور ( كه مورد توجه سیاح معروف عرب ابن هوقل نیز قرار گرفته است ) حمدالله مستوفی و یاقوت حموی از باغ های این شهر تعاریف زیادی نموده اند . مهمترین محصول صادراتی آن گندم و گیلاس است . ( طوریكه آنرا شهر گیلاس نامیده اند ) توتون اشنویه دارای معروفیت خاص است كه دارای ساقه كوتاه و برگهای پهن است و به توتون كردی معروف است . دارای منابع زیر زمینی دست نخورده از قبیل نفت است دنباله رگه های نفتی كركوك می باشد در چشمه كانی چاورش روی آب را ماده ای چربی فرا گرفته كه مردم در گذشته از این در چراغ می ریختند . برده زرد ( سنگ زرد ) ، سنگ آهن مرمر و سنگ های آهكی از جمله سنگ هایی است كه در اشنویه به فراوانی یافت می شود . اشنویه از نظر تاریخی یكی از بزرگترین شهرهای كردستان بوده ، قدمت آن زیادتر از سه هزار سال می باشد . در سیزده قرن از میلاد مسیح شهری آباد و پر جمعیت بوده و با حدود 400 هزار نفر جمعیت داشته و دارای چهار دروازه بود كه هر كدام به صورت قلعه مستحكم در جهار قسمت شهر قرار داشته اند. دروازة قلاتوك (قلعه ) در شمالغرب ، روستای آسناوه ( حسن آباد فعلی ) در جنوب ، گرد كشان در شمال شرق و ركاباد در بالای جادة اشنویه - نقده قرار دارد . بعضی ها عقیده دارند كه اشنویه در قدیم به علت حضور ملكه صبا به نام شهر صبا معروف بوده نام شهر اشنویه به نام } اشنو { در سنگ كیله شین (Kelichin ) به خط میخی منقوش است . نام های قدیمی شهر آشنو ( از زبان كلدانی ) ، عشنو ، شنو ، اشنو به معنی قلعه ، برج ، بارو ، سنگر و حصار است ولی به عقیدة برخی مورخان اشنویه در اصل ( اُشنه ) بوده كه به معنای گیاه خوشبو است و به فارسی آن گیاه را ( دواله ) گویند كه بر درخت صنوبر و گردو میپیچد . در كتیبه كوروش از ایالت ( اشنوناك ) كه همان اشنو است نام برده شده كه خواجگذار كوروش بوده اند . از نظر تاریخی سابقه این ناحیه به قبل از مادها می رسد
اقوامی چون لولوبیان ،آشوریها، اورارتوها و ماده در این منطقه سكونت داشته اند . این شهر در طول تاریخ ، جولانگاه جنگ و گریزهای زیادی بوده است از جمله باره میان عثمانیان و روسها كشتارهای وسیعی در این منطقه صورت گرفته است . در سال 1320 ه.ق زلزله بزرگی شهر را تكان داده و خسارتهای مالی و جانی سنگین به باد آورد به طوریكه تقریباً شهر از بین رفت در سال 1909 میلادی عثمانیها اشنویه را تسخیر نمودند و در حد وسیعی كشتار نمودند . به علت جنگ روسها و عثمانیها در این نواحی زیان زیادی به جان و مال مردم وارد شد . پس از روسها نوبت جیلوها ( شاخه ای از آشوریها ) رسید كه به شهر هجوم آورده و حتی به زنان و كودكان نیز رحم نكردند . به دنبال جنگ جیلوها و روسها ، قحطی بزرگی پدید آمد . به علت مرگ و میر زیاد ، مردم از فرط گرسنگی به طرف عراق ( موصل و كركوك ) حركت كردند و چون مصادف با زمستان بود آب و هوای نا مساعد و برف فراوان سبب شد كه عدة زیادی در راه تلف شدند و فقط چند خانوار جان سالم به در بردند و فقط چند صد نفر باقی ماندند . اشنویه آثار باستانی بسیاری از جمله قرید روستای بمزورتی ( دارای 120 هزار نفر جمعیت بوده و اسم آن در اصل بی دین زورتی به معنی موقوفه یا بخشیده شده به زبان آشوری می باشد . كلیسای دارالعلمای مسیحی در این منطقه بوده ما رابراهم اُسقف بزرگ این منطقه بوده آثار گورستان مسیحیان در این محل باقی مانده اند ) ، دنخه ، تپه ده شمس ، تپه حسن چشمه گل ، تپه نرزیوه ، چهاربت ، تپه گرد ملا احمد ، قلعه توك ، تپه حسن آباد و سنگ كله شین . سنگ كیله شین ( Kelichin ) در جنوب غربی اشنویه در مرز ایران و عراق واقع شده است . سنگ كیله شین سنگی است بزرگ آبی به ارتفاع 170 سانتی متر كه كتیبه ای به دو زبان اوراتویی و آشوری در آن وجود دارد و متعلق به قرن هشتم پیش از میلاد است متن اوراتویی از ایشیونیا ( 814 سال پیش از میلاد ) پادشاه اورارتو است و سمت چپ همان متن به زبان آشوری است در كتاب ( المنجد ، تاریخ آشور ، كتاب كشیش های ریش قرمز ) در مورد كله شین چنین نوشته اند : ( معنی لغوی كله شین ستونی به رنگ آبی است و به عبارت است از سنگ كوچكی به صورت مكعب مستطیل یا استوانه در كنار قبر و یا بالای سر اموات نصب می نمایند . ) این سنگ از نظر جغرافیایی اهمیت دارد از مركز تقسیم خوردن آبراهه های كوههای مرزی بوده كه ( مقیم العیاهی ) گفته می شود به قول نویسنده مشهور كلدانی قدمت این سنگ 900 سال قبل از بنا نهادن تخت جمشید می باشد در آن اسم سه شهر ( ورمی ، شنو ، نیرگی ) آمده است نخستین كسی كه این لوحه را به دنیا معرفی نمود شولش باستانشناس آلمانی بود . اشنویه دارای اماكن متبركه : شیخ عبدالعزیز ، سلطان مصطفی ، سید تاج الدین ، ( حمدالله مستوفی اورا از فقیه های بزرگ خوانده ) ، حاج شیخ اسماعیل برزنجی ، خلیفه ملا خضر و خلیفه ملا شفیع ... و مشاهیر و عرفا از جمله : علی بن شیخ حامد اشنویی و احمد كور ( معروف به شیخ احمد عاشق ) می باشد . اشنویه دارای 79 روستا و جمعیت كل 62 هزار می باشد زبان مردم اشنویه كُردی سورانی می باشد مردم لباس كُردی می پوشند دین مردم این منطقه اسلام و مذهب اكثریت شافعی می باشد . چهار ایل و عشیره عمده در منطقه اشنویه وجود دارد : زرزا ، مامش ، هركی و سادات مهمترین كار مردم كشاورزی و دامداری می باشد . اسم معمو آن امروزه اشنویه است . در زبان محلی همان شنو است . اشنویه شهری زیبا ، با شكوه و تاریخی است . از نظر جغرافیایی دارای موقعیت مهم نظامی است زیرا بین سه كشور واقع است . از آنجا كه اشنویه محل زندگی مسیحیان بوده ( در قرن پنجم بعد از میلاد ) عتیقه های زیادی كه متعلق به آنهاست در این منطقه پیدا شده كه هم اكنون در موزه های سراسر جهان نگهداری می شوند . اشنویه دارای مزیتهای فراوان تاریخی ، اقتصادی و طبیعی است كه مسافران بسیاری را به خود جلب می كند .
میاندوآب آذربایجان غربی
میاندوآب از سه کلمه (میان.دو.آب) تشکیل شده است. وچه تسمیه این شهر به خاطر قرار گرفتن در میان دو رودخانه زرینه رود و سیمیئه رود است. شهر میاندوآب در زمان نادرشاه قصبه بزرگی بوده است. در جریان لشگر کشی نادر قلی سپهسالار وقت ارتش ایران به آذربایجان در سال 1142 هجری قمری از قلعه میاندوآب نام برده میشود. در تاریخ افشار مکررا" از میاندوآب سخن به میان آمده است. در شرفنامه امیر شرف بدلیسی که بنام تاریخ کردستان معروف است، در صفحه 182 از این ناحیه به نام " دوآب" نام برده میشود.

میرزا مهدیخان استرآبادی مورخ و منشی نادرشاه در کتاب معروف خود (دره نادری) درباره آمدن نادر به میاندوآب بحث مفصلی دارد، در اسناد دوره قاجاریه این منطقه مرحمت آباد نامیده میشود. چنانچه فتحلیشاه دومین پادشاه این سلسله که از سال 1212 تا 1250 هجری قمری در ایران حکومت میکرد میاندوآب را به موجب فرمانی مفصل به احمد خان مقدم مراغه ای، بیگلربیگی آذربایجان واگذارمیکند و از آن زمان قسمتی از حومه شهر میآندوآب مرحمت آباد نامیده میشود.
(برگرفته از کتاب میاندوآب نوشته جمشید محبوبی)
موقیعت شهر میاندوآب
این شهرستان در حد فاصل بین شهرهای بوكان، ملكان، مهاباد و شاهیندژ واقع شده است و در واقع پل ارتباطی برای استانهای آذربایجانغربی، آذربایجانشرقی و كردستان محسوب میگردد. مساحت شهرستان میاندوآب 2694 كیلومتر مربع است و در طول جغرافیایی 46درجه و 6 دقیقهی شرقی از نصفالنهار گرینویچ و در عرض 36 درجه و 58 دقیقهی شمالی از خط استوا در وسط جلگههای منتهی به دریاچهی ارومیه با ارتفاع 1314 متر از سطح دریا قرار دارد. آب و هوای منطقه متغیر بوده، دارای تابستانهای نسبتاً گرم و زمستانهای مختصر سرد میباشد.میزان بارش متوسط در منطقه 289میلیلیتر ثبت شده است. میاندوآب چنانكه از اسمش پیداست به علت قرار گرفتن در میان دو رودخانهی زرینهرود و سیمینهرود به این نام، نامگذاری شده است.
جمعیت این شهرستان طبق سرشماری سال ۱۳۸۵ برابر با ۲۴۵۱۵۸ نفر بوده است که از این تعداد ۱۲۳۹۹۳ نفر آنان مرد و ۱۲۱۱۶۰ نفر آنان زن بوده اند. شهر میاندواب بعد از بوکان ومهاباد سومین شهر بزرگ در جنوب استان تلقی می شود
میاندوآب شهر كشاورزی و تا اندازهای صنعتی است. این شهرستان از نظر كشاورزی و دامپروری پس از ارومیه در استان رتبهی دوم را دارد و از نظر صنعت نیز پس از شهرهای ارومیه و خوی در جایگاه سوم استان قرار گرفته است.
دین و مذهب مردم این شهرستان اسلام شیعهاثنیعشری بوده و در روستاهای مشرف به استان كردستان درصدی از برادران سنی مذهب نیز زندگی میكنند. زبان و لهجهی مردم میاندوآب تركی آذربایجانی است و از خصوصیات بارز مردم این شهرستان صداقت و ایثارگری، میهماننوازی و متعصب بودن به آداب و رسوم میباشد. خوشبختانه میاندوآب به واسطهی قرار گرفتن در بین استانهای آذربایجانغربی ، آذربایجانشرقی و كردستان در سالهای اخیر مورد توجه بسیار قرار گرفته است و از نظر صنعتی، كشاورزی، ارتباطات و توسعهی فرهنگی جزء محورهای اصلی سرمایهگذاری در جنوب استان به شمار آمده است.
کشف چندین اثر باستانی در اطراف میاندوآب، نشانگر اسکان بسیار قدیمی منطقه در دورانهای ثبت نشده تاریخ هست. در اوایل سلطنت آقامحمد خان قاجار به دنبال کوچ اجباری جمعیتی از منطقه کرمان به اهالی شهر اضافه شدند و در مدت دو نسل در جمعیت ترک میاندوآب استحاله گشتند. اسامی برخی محلهها و شهرتها مانند رابریلر، سیرجانیلر و کرمانی نشانگر این حرکت جمعیتی بوده. دو دلیل اصلی این حرکت جمعیتی مهاجرت اجباری یا تبعید در اثر شورش ذکر شده. سرکوبی یاغیهای منطقه کرمان و اسکان جمعیت بیشتر در این منطقه به منظور مقابله با حملات کردها به بناب و مراغه بوده است. این شهر در واقع مرز منطقه ترک نشین و کردنشین است. تهاجمات متعدد بعضی از قبایل محلی کرد در این منطقه تا اواخر مشروطیت ادامه داشت. در این برهه گزارشهای بسیاری از حملات به کردان توسط لشکر شجاعالسلطنه نیز ثبت شده است.
در سالهای متلاطم جنگ جهانی اول میاندوآب نیز مانند بسیاری مردم منطقه طعم تلخ قحطیها و بی ثباتی ایران را کشید. دولت ایران در هرج و مرج خان خانیهای محلی و آشفتگی سیاسی بود. در این دوره دول انگلیس و آمریکا به وساطت مبلغان مسیحی خواستار برقراری یک جمهوری مسیحی به رهبری ارامنه و آسوری ها با مرکزیت ارومیه بودند.
در اواخر جنگ دوم جهانی ارتش شوروی کنترل این منطقه را به دنبال تبعید رضاشاه به دست گرفت. در این سالها حزب دمکرات (دمکرات فرقه سی) به رهبری جعفر پیشهوری هواداران بسیاری را در میاندوآب و اطراف به خود جلب کرد. به روایتی برگزاری کلاسهای ترکی و اداره منظم شهر در این دوره کوتاه باعث خوش بینی اهالی به این حزب شد و به روایتی دیگر مردم منطقه از این حزب ناراضی بوده و پیش از رسیدن نیروهای دولتی خود به مبارزه با حزب دموکرات پرداخته و بساط آنها را برچیدند.
سلماس آذربایجان غربی
پیشینهٔ تاریخی
از دیدگاه تاریخی، دیرینگی این شهر به دوران اورارتویی (هزاره پیش از میلاد) باز میگردد. سلماس پایتخت دوم حکومت اورارتوییان بود که نام باستانی آن اولهو (=اولخو) بود.[نیازمند منبع] در سال ۱۳۰۹ خورشیدی زمینلرزهای به مقیاس ۷ ریشتر این شهر را که دیلمقان نامیده میشد ویران میکند. شهر جدید سلماس در کنار ویرانههای دیلمقان، با اصول شهرسازی مدرن، و با ایمنی بالایی (نقشه خیابان کشی شطرنجی) دوباره بنا میشود و نام شاپور به خود میگیرد. پس از انقلاب نام این شهر به سلماس برگشت پیدا میکند.
ادامه نوشته
بوکان آذربایجان غربی
موقعیت جغرافیایی و تاریخی شهرستان بوكان :
شهر بوكان مركز شهرستان بوكان استان آذربایجان غربی با پهنه ای حدود 8 كیلومتر مربع در جنوب استان در مسیر راه میاندوآب ـ سقز در 36 درجه و 31 دقیقه عرض شمالی و 46 درجه و 12 دقیقه طول خاوری نسبت به نصف النهار گرینویچ قرار دارد و ارتفاع آن از سطح دریای آزاد 1370 متر می باشد . درباره نام أین شهر نیز هماند دیگر شهرها نظرات زیادی وجود دارد . بعضی ها بر أین باورند كه « بو » به معنی سرزمین و « كان » به معنی معدن است و بوكان به معنی سرزمین معدن است . اما باور غالب درباره نام أین شهر أین است كه واژه بوكان از دو كلمه « بوك » به معنی عروس و « آن » علامت جمع تشكیل شده و بوكان در معنای « عروسان » معنی می دهد . زیرا أین شهر به دلیل دارا بودن آب و هوای مطبوع و باغهای زیبا ، سرسبز و خرم ، همانند عروسی زیبا ، به آرایش طبیعت آراسته بوده است و همچنین بخاطر داشتن جایگاه چهارراهی ، بیشتر روستائیان پیرامون آن ، هنگام عروسی كه عروسشان را از یك آبادی به آبادی دیگر می برده اند از میان بوكان می گذشتند و در پیرامون استخر آب آن به رقص و پایكوبی میپرداختهاند . این شهرستان از شمال به حومه شهرستان میاندوآب از شرق به شاهیندژ از جنوب به سقز كردستان و از سمت غرب به مهاباد متصل شده است . آب و هوای بوكان در زمستان سرد و پر برف و در تابستان نسبتاً گرم است . اراضی بوكان به علت وجود رودخانه سیمینه رود كه از شمال به جنوب در امتداد جاده شوسه ، بوكان به میاندوآب در جریان است حاصل خیز می باشد .

ادامه نوشته
خوی آذربایجان غربی
خوی یکی از شهرهای استان آذربایجان غربی ایران است. این شهر مرکز شهرستان خوی است.
خوی دومین شهر بزرگ استان پس از ارومیه است. جمعیت این شهر بر پایه سرشماری سال ۱۳۸۵ برابر با ۱۷۸٬۷۰۸ نفر بودهاست. نرخ باسوادی این شهرستان هفتاد درصد است.
شهر خوی بهدلیل واقع شدن در مسیر جاده ابریشم و جاده تجارتی شرق و غرب، مورد بازدید بسیاری از جهانگردان و ایرانشناسان واقع شدهاست. از منابع تاریخی و سفرنامهها از جمله سفرنامه ناصرخسرو مطالب قابل توجهی دربارهٔ خوی بدست میآید.
ادامه نوشته
ارومیه آذربایجان غربی
وجه تسمیه
واژهٔ ارومیه از ترکیب دو واژه آشوری اور (شهر) + میه (آب) تشکیل شدهاست.[۱] ارومیه به صورت اورمو، اورومیه و اورمیه تلفظ میشود. با آمدن حکومت پهلوی و سلطنت رضاشاه این محل به رضائیه تغییر نام داد و بعد از انقلاب اسلامی دوباره به نام ارومیه برگشت.
جغرافیا
ارومیه در جلگهٔ گسترده و سرسبزی به درازای ۷۰ کیلومتر و به پهنای ۳۰ کیلومتر واقع شده که اطراف آن تا کیلومترها پوشیده از باغات انگور و سیب و کشتزار است. دریاچه ارومیه در شرق و دریاچه مارمیشو در غرب این شهر قرار دارد. این شهر به علت آب و هوای معتدل و داشتن مناظر زیبا، یکی از شهرهای گردشگری ایران محسوب میشود. جمعیت این شهر ۵۷۷٬۳۰۷ نفر میباشد و نیز جمعیت شهر در سال ۲۰۰۵ میلادی، ۷۸۷٬۲۵۴ نفر پیشبینی شدهاست[۳]. بلندی ارومیه از سطح دریا ۱۳۳۲ متر است.
مردم
ساکنین شهر ارومیه را آذربایجانیها تشکیل میدهند. اقلیتی از کردها، آشوریها و ارمنیها نیز در این شهر زندگی میکنند. طبق یک مطالعه دیگر از ترکیب قومی خانوارهای نمونه و مورد بررسی در سطح شهر ارومیه که حدود سال ۱۳۷۹ انجام گرفت نشان میدهد که ترکزبانان ۸۵٫۷٪ درصد خانوارهای نمونه را به خود اختصاص داده و کردزبانها حدود ۱۰٫۵٪ بودهاند. در این آمارگیری نمونهای درصد آشوریها، فارسزبانها و ارمنیها در شهر ارومیه به ترتیب ۱٫۷، ۱٫۶ و ۰٫۵ بود.
اکثر ترکهای ارومیه شیعه مذهب میباشند ولی تعداد زیادی ترکهای سنی حنفی و شافعی مذهب نیز در داخل شهر و در بیش از ۲۵ روستا از جمله، بالو، قولنجی، کهریز، گلتپه، گجین و ولینده زندگی میکنند. در ارومیه شماری از ترکزبانهای اهل حق نیز زندگی میکنند. مذهب کردهای ساکن ارومیه نیز اکثرا سنی است.
تاریخچه
پارسیان در مهاجرت خود از ایرانویج نخست در غرب و جنوب دریاچه ارومیه ساکن شدند ولی پس از آن به مهاجرت خود ادامه دادند و تا سرزمین پارس (استان فارس) پیش رفتند. جلگه ارومیه در دوران باستان در قلمرو مادها، آشوریان، و دیگر اقوام نیز قرار داشتهاست.
شاه عباس بزرگ پس از بیرون راندن عثمانیها از خاک ایران در صدد برآمد طوایفی را برای مرزداری قدرتمند در بخش غربی کشور مستقر سازد. شاه عباس برای این منظور ایل افشار ساکن ابیورد خراسان و دیگر نقاط را در نظر گرفت. او کلبعلی سلطان ایمانلوی افشار را احضار نموده به لقب خانی و ریاست کل ایل افشار منصوب نمود. سپس دستور داد که ایل افشار که شمار زیادی داشتند و در ولایات عراق، فارس، کرمان و خراسان سکنی داشتند، با تمام امکانات خود حرکت کرده در جلگه ارومیه ساکن شوند.
در این جابجایی هشت هزار خانوار از شش ایل بزرگ این طایفه در جلگهٔ ارومیه استقرار یافتند و حکومت این ناحیه در اختیار کلب علی خان قرار گرفت. متن فرمان شاه عباس یکم خطاب به کلبعلی خان که سبب این جابجایی ایلی شد در دست است.
همین پیشینه سبب شد تا شماری از سران این طایفه بهویژه پس از تأسیس ارتش جدید در ایران، در مناصب فرماندهی حضور داشته باشند.
حملونقل
فاصله ارومیه تا تهران در صورت عبور از پل شهید کلانتری (پل میانگذر دریاچه ارومیه) ۷۸۰کیلومتر است. همچنین فاصله ارومیه تا تبریز ۱۳۵ کیلومتر میباشد.
شهر ارومیه دارای فرودگاه فعال بینالمللی است. پروازهای داخلی فرودگاه ارومیه به تهران و مشهد و پرواز خارجی به ترکیه، عربستان و دبی دایر میباشد. استان آذربایجان غربی با سه کشور ترکیه،عراق و آذربایجان همسایه میباشد و کنسولگری ترکیه در این شهر مشغول فعالیت میباشد.
تعداد خودرو در ارومیه به ازای هر هزار نفر ۸۰ دستگاه است و این رقم در تهران ۶۰ دستگاه میباشد. و این یک فاجعه بزرگ برای شهر ارومیهاست.
مناطق دیدنی
مجتمع تفریحی چیچست، پارک جنگلی ارومیه، بند، کوه «سیرداغ»، دریاچه ارومیه، دریاچه مارمیشو، دره قاسملو، مجتمع تجاری تفریحی باری، مسجد جامع، بنای سه گنبد، پل شهید کلانتری، آبشار سولوك ,جاده امامزاده.خیابان استادان.خیابان شیخ تپه و ...
سوغات
حلواگردویی - نقل - عرق بیدمشک
محصولات کشاورزی
انگور و سیب از عمده محصولات کشاورزی شهر ارومیه میباشد.
سایر محصولات کشاورزی: گردو، تخمه آفتابگردان و کدو، هلو، زردآلو ، شلیل ،سیب ، گیلاس
اهالی سرشناس
غلامرضا حسنی امام جمعه ارومیه و نماینده ولی فقیه در استان
سید پرویز فتاح وزیر نیرو در دولت نهم
صادق محصولی وزیر کشور در دولت نهم
علی عبدالعلی زاده وزیر مسکن و شهر سازی در دولت آقای خاتمی
مسعود پزشکیان وزیر بهداشت و درمان و آموزش پزشکی
اسکندر نعمتی که در به پیروزی رساندن انقلاب جمهوری اسلامی ایران و جنگ نقش داشت و شاگردان زیادی را پرورش داد.
غار سهولان آذربایجان غربی -
غار «سُهولان» در روستای «سهولان» 42 کیلومتری شمال شرق مهاباد در استان آذربایجان غربی واقع شده است.
سهولان به زبان کردی به معنی یخبندان است و مردم محلی غار را «کونه کوتر» یعنی لانه کبوتر نیز مینامند. دلیل این نامگذاری وجود تعداد زیادی لانه کبوتر درون غار است.
این غار در فهرست آثار طبیعی ملی ایران قرار دارد.



ساختار زمین شناسی غار:آبی-خاکی-سنگ آهک
طول مسیر آبی کشف شده :300 متر
طول مسیر خشکی کشف شده :250 متر
مساحت کشف شد: حدود 2 هکتار
عمق متوسط آب : 22 متر
حداکثرعمق آب: 52 متر
میزان رطوبت : %70 الی %75
دمای درون غار: 5 الی 10 درجه سانتیگراد
نوع رسوبات: آهکی
وسعت تالار اصلی: 58 متر در 42 متر
ارتفاع سقف غار: ۵۰ متر
موجودات داخل چاه: کبوتر و خفاش
جاذبه طبیعی: وجود قندیلهای آهکی به اشکال مختلف
قدمت آثار بدست آمده از غار: هزاره دوم قبل از میلاد
ارتفاع از سطح دریاهای آزاد: 1751متر
موقعیت جغرافیائی: 46 درجه شرقی و 36 درجه و 41 دقیقه عرض شمالی
سال حفاظت: 1379 و بر اساس مصوبه 169 شوراع عالی حفاظت محیط زیست
زرینه رود آذربایجان غربی
رودخانه زرینهرود (جغاتو) نام رودی است در شمال غربی ایران که در جنوب شرقی استان آذربایجان غربی قرار دارد. این رودخانه با طول ۲۳۰ کیلو متر طولانی ترین رود استان است که طول شهرستان شاهین دژ و میاندوآب را می پیماید. و سرانجام به دریاچه ارومیه میریزد. سرچشمه این رود از کوههای «چهلچشمه» در شهرستان سقز استان کردستان است و در شهرستان تکاب رودخانههای خورخوره و ساروق و در شهرستان شاهین دژ رود های هولاسو و هاچه سو و محمودآباد و آجرلو چای و در شهرستان میاندوآب رود لیلان چای به آن می پیوندند بر روی این رود خانه سد بوکان قرار دارد که میزان آب خروجی را تنظیم میکند در گذشته سیلاب های ناشی از این رودخانه روستا های زیادی را در بر میگرفت.
در دوره سلطه مغولان در ایران این رودخانه را با نام مغولی «چغنو» یا «جغتای» بر گرفته از نام پسر دوم چنگیزخان به خاطر خروشان بودن آن نامیده اند. و امروزه به زبان محلی به آن چیغاتو (جَغَتی - جَغَتو) میگویند
دژ بسطام آذربایجان غربی
دژ بسطام، دژ بسطام در جوار روستای بسطام واقع شدهاست و توسط روسای دوم (۶۴۵-۶۸۵ پیش از میلاد) ساخته شده و یکی از مهمترین شهرهای اورارتویی زمانی خود بودهاست. این قلعه با سلطه قوم ماد بر این منطقه بهصورت متروک ماندهاست و فقط در دوران قرون وسطی (همزمان با دوره مغول) توسط گروهی از مسیحیان مورد سکونت قرار گرفته که از آنها نقش صلیبهایی روی صخرهها باقی ماندهاست.
آثار دوره اورارتویی شامل: ساختمان شرقی، محله مسکونی، قلعه، آثار پشت دژ و کانال آبرسانی است. کاوشهای باستانی نشان میدهد که این قلعه طی ۵۰ سال و در سه مرحله ساخته شده و دارای معبد، بازار، و مقر حکومتی، برج، بارو، دروازه و راههای مخفی خروج مخصوص به خود بودهاست. قلعه دارای دیوارهای مستحکم سنگی است که روی صخرهای بلند، مشرف به شدت و درهای بزرگ قرار دارد. سه اشکوب (طبق) با کارکردهای مختلف است:
اشکوب تحتانی مشتمل بر دروازه، مهمانسرا، اصطبل و قرارگاه سربازان
اشکوب میانی که معبدی است با اطاقهای متعدد
اشکوب فوقانی که اوج هنر معماری اورارتویی است و دارای سکونت گاه، مقر فرماندهی و راههای خروجی به بیرون از قلعه میباشد.
تخت سلیمان آذربایجان غربی
تخت سلیمان نام محوطه تاریخی بزرگی در نزدیکی تَکاب و روستای تخت سلیمان (در گذشته نصرتآباد) در استان آذربایجان غربی در کشور ایران است.
مجموعه بناهای تاریخی در تخت سلیمان در اطراف دریاچهای طبیعی ساخته شده است. آب این دریاچه که از عمق ۱۱۶ متری از درون زمین به سطح میآید و به زمینهای اطراف میریزد دارای املاح زیادی است که آن را برای آشامیدن و کشاورزی نامناسب کرده است. رسوبهای حاصل از این املاح در طی قرنها لبه دریاچه را شکل داده و متغیر کرده است.
آثار بناهای دورههای اشکانیان و ساسانی و ایلخانان مغول در این محل یافت شده است. مهمترین آثار بجا مانده آن آتشکده و تالارهای دوره ساسانی است. برخی آثار ساسانی دیگر نیز در کوه بلقیس و زندان سلیمان در نزدیکی تخت سلیمان ساخته شده است.
در زمان ساسانیان ایرانیان سه آتشگاه بزرگ و برجسته داشتند. نام آتشهایی که در این آتشگاهها نگهداری میشد یکی بُرزین مهر به معنای آتش عشق والا و ویژه برزیگران بود که در نزدیکی نیشابور خراسان جای داشت. دیگری فَربغ بود به معنای آتش فرّ ایزدی که در کاریان فارس و ویژه موبدان و بلندپایگان بود و سومی گُشَسب که در تکاب آذربایجان قرار داشت. آتشگاه آذرگشسب ویژه ارتشیان بود و در شهر و محلی بنام شیز یا گَنجَک بر روی کوه اَسنَوند قرار داشت. آذرگشسب به معنای آتش اسب نر است. 
بر پایهٔ افسانههای ایرانی این آتشگاه بدین علت این طور نامیده شده است که کیخسرو بهنگام گشودن بهمن دژ در نیمروز با تیرگی شبانه که دیوان با جادوی خود پدید آورده بودند روبرو شد. آنگاه آتشی بر یال اسب وی فرود آمد و جهان را دیگر باره روشن کرد و کیخسرو پس از پیروزی و گشودن بهمن دژ، به پاس این یاوری اهورایی، آتش فرود آمده را آنجا بنشاند و آن آتش و جایگاه به نام آتش اسب نر (گشسب یا گشنسب) نامیده شد. این محل هم اکنون نام تخت سلیمان نام دارد.
کاوشگاه باستانی شیز از سوی یونسکو به عنوان میراث جهانی شناخته شده است و طرحهای بزرگی برای بازسازی و کاوش در آن در دست اجرا است.
تپه باستانی حسنلو آذربایجان غربی
تپهٔ حسنلاو که در ۷ کیلومتری شهر نقده قرار دارد، یکی از تپههای باستانی ایران است که قدمت آن به بیش از ۶ هزار سال قبل از میلاد میرسد.
تپه باستانی حسنلو در ۱۲ کیلومتری جنوب غربی دریاچه ارومیه، و ۹ کیلومتری شمال شرقی شهرستان نقده بین دهکدههای امینلو و حسنلو واقع شدهاست. این تپه به مناسبت نام دهکده مجاورش حسنلو نام گرفتهاست.
تپههای باستانی زیادی پیرامون تپه حسنلو را فرا گرفتهاند و گویا هنگام آبادی حسنلو و تمدن عظیمش تمدنهای دیگری نیز با این تپه در تماس بوده و همدوره تمدن حسنلو بوجود آمدهاند.
وجود تپههای باستانی دیگر چنین میرساند که اقوام ساکن در حسنلو با اقوام ساکن در تپههای اطرافش از یک تیره بوده و با هم داد و ستد و رابطه داشتهاند. تپههای اطراف حسنلو عبارتند از:
ادامه نوشته
پیست اسکی خوشاکوی آذربایجان غربی
پیست اسکی خوشاکو در ۳۰ کیلومتری غرب ارومیه در منطقه راژان قرار دارد، این منطقه بدلیل برخورداری از کوههایی با شیب مناسب و تجهیزات مرتبط موقعیت ویژهای جهت فعالیتهای ورزش اسکی دارد. همچنین به دلیل وجود پوشش گیاهی مناسب قابلیت ایجاد پیست اسکی روی چمن برای فصول گرم سال نیز مورد انتظار میباشد.

درسالهای اخیر در راستای توسعه و تجهیز این مکان تفریحی اقدامات قابل توجهی انجام شده ولی هنوز راه بسیاری برای توسعه پیست اسکی خوشاکو باقی است.
وی ارومیه با وجود ویژگیهای منحصر به فرد و جذابیتهای طبیعی اش به دلیل نبود امکانات مناسب نتوانسته رونق زیادی به خود بگیرد.
پل قطور آذربایجان غربی
پل قطور پلی است که در مسیر راه آهن ایران و ترکیه در نزدیکی خوی ساخته شدهاست. این پل از نوع زیر قوسی است و تا مدتها بزرگترین دهانه قوسی را در بین پلهای ایران داشت.همچنین این پل در زمان جنگ ایران و عراق مورد اصابت راکتهای عراقی قرار گرفت.گفتنی است مهندس سازنده این پل یک زن آلمانی است که پیش از انقلاب کار ساخت آن را اجرا کرد
این پل در ۲۵ کیلومتری جنوب غربی شهر خوی و در دهستان بخش قطور از توابع شهرستان خوی در استان آذربایجان غربی میباشد.
بازار خوی آذربایجان غربی
بازار خوی در ضلع شرقی شهر خوی قرار دارد و بازمانده بازار گسترده است. تاریخ احداث بازار فعلی دوره صفویه به بعد است و بیشتر قسمتهای آن به دستور عباس میرزای قاجار و توسط امیر احمدخان دنبلی، در اوایل دوره قاجاریه ساخته شدهاست.
بازار خوی مانند بازارهای اصفهان، کرمان و... تزئینات گچبری و کاشیکاری آجری، کتیبه و... ندارد اما در بعضی از قسمتها، مخصوصا در چهارسوهای آن تزئینات کَشه چینی آجر وجود دارد.
ابشار شلماش آذربایجان غربی
آبشار شلماش از مهمترین آبشارهای حوضه زاب در مسیر رودخانه شلماش قرار دارد و به رودخانه زاب میریزد. این رودخانه بر روی گسل فرعی روستای المان و روستای شلماش جاری است.
آبشار شلماش در سفر هیات دولت به استان به عنوان منطقه ویژه گردشگری مصوب شد. در این محل مجتمعهای اقامتی و توریستی برای رفاه حال گردشگران ساخته خواهد شد. آبشار شلماش از مهمترین آبشارهای است که در سطح استان آذربایجان غربی مورد توجه گردشگران قرار گرفته است. 
این آبشار كه از سه آبشار تشکیل شده است. سه آبشار به ترتیب و پشت سر هم قرار گرفتهاند که نخستین آنها در نزدیکی محل توقف و پارکینگ قرار گرفته است. برای دیدن دو آبشار بعدی باید مسافتی نسبتاً زیاد را پایین رفته و وارد درهای عمیق شد. در حال حاضر با احداث پله و حصارها رفت و آمد از دره راحتتر شده است.
در فصل بهار این آبشار پرآبترین روزهای خود را میگذراند، گرچه آب و هوای منطقه تا اواسط اردیبهشت هم سرد است ولی خرداد ماه میتواند فصل مناسبی برای سفر به این منطقه باشد.
شهرستان سردشت از شهرستانهای کردنشین و مرزی استان آذربایجان غربی است که در جنوب این استان قرار دارد و با مناطق کردنشین شمال کشور عراق (کردستان عراق) همسایه است. بیشتر مردم این شهرستان کردزبان هستند. مرکز این شهرستان، شهر سردشت است.
استان آذربایجان غربی
استان آذربایجان غربی یکی از ۳۰ استان ایران است ، که در شمال غربی این کشور قرار دارد و مرکز آن شهر ارومیه است. در کنارهٔ غربی این استان،دریاچه ارومیه قرار دارد.
جغرافیای آذربایجان غربی
استان آذربایجان غربی در شمال غربی ایران قرار دارد و از شمال به جمهوری آذربایجان و ترکیه، از مغرب به کشورهای ترکیه و عراق، از شرق به استان آذربایجان شرقی و استان زنجان و از جنوب به استان کردستان محدود است. مساحت استان برابر ۳۷٫۰۵۹ کیلومتر مربع است که سیزدهمین استان بزرگ کشور محسوب میشود و ۲٫۲۵ درصد مساحت کل کشور را تشکیل میدهد. جمعیت استان آذربایجان غربی طبق سرشماری سال ۱۳۸۵ - ۲٫۸۷۳٫۴۵۹ نفر میباشد که ۴٫۰۸ درصد جمعیت کل کشور را در خود جای دادهاست و از این لحاظ هشتمین استان پرجمعیت کشور محسوب میشود.

ارومیه با ۵۸۳٫۲۵۵ نفر جمعیت (سرشماری ۱۳۸۵) مرکز استان است و بیش از ۲۰ درصد جمعیت کل استان را در خود جای دادهاست.ارومیه دهمین شهر پرجمعیت ایران پس از شهرهای تهران، مشهد، اصفهان، تبریز، کرج، شیراز، اهواز، قم و کرمانشاه میباشد.
استان آذربایجان غربی یکی از مناطق کوهستانی کشور است و توپوگرافی متنوع و گستردهای دارد. بر اساس ساختار طبیعی استان، اکوسیستمهای ویژهای از ترکیب گیاهان در سطوح مختلف پوشش گیاهی در سطوح مختلف توپوگرافی به وجود آمدهاست که اهم آنها به شکل جنگلها و مراتع خودنمایی میکنند.

این استان عمدتاً تحت تأثیر جریان هوای مرطوب اقیانوس اطلس و دریای مدیترانهاست، ولی در برخی از ماههای زمستان، توده هوای سردی از اطراف شمال، هوای مدیترانهای آن را متأثر کرده و موجب کاهش قابل توجه دما میشود.
ناهمواریهای آذربایجان غربی
سراسر مرز استان با ترکیه و عراق از کوههای مرتفع دیوار مانندی از شمال به جنوب کشیده شده است که منبع چشمههای آب فراوانی میباشند .
حوزههای آبریز
۱) دریاچه ارومیه ۲) رودخانه ارس ۳) رودخانه زاب کوچک
آبهای معدنی
۱) ایستی سو ؛ در نزدیکی گردنه قوشچی. ۲) آب گرم محال باراندوز ؛ در نزدیکی قریه هفت آباد ارومیه. ۳) آب معدنی کوه زنبیل ؛ در کنار دریاچه ارومیه. ۴) آب معدنی دریک ؛ که بسیار گوارا بوده و در روستای چهریق قرار دارد. ۵) آب معدنی کانی گراوان ؛ در روستای کانی گویز در نزدیکی شهر رَبَط.فاصله 2 کیلومتری
ارتفاعات
۱) سلسله جبال مرکزی ترکیه و عراق ۲) ارتفاعات گردنه قوشچی ۳) کوههای باستان ۴) ارتفاع مور شهیدان ۵) ارتفاعات گردنه کله شین ۶) چیای بینار ارومیه 7)کوه قندیل 8)دره حاجی ابراهیم
رودخانهها
۱) زرینه رود (جغاتو) ۲) سیمینه رود (تاتائو) ۳) مهاباد رود ۴) باراندوزچای ۵) شهرچای ۶) نازلوچای ۷) زولاچای[۱]
جغاتو و تاتائو نام های محلی رودهای زینه و سیمینه رود هستند.که توسط اهالی میاندوآب و بوکان مورد استفاده روزمره است
جنگلها
جنگلهای طبیعی استان، هرچند که در قسمتهایی از پیرانشهر و مهاباد وجود دارد، ولی مناطق وسیع جنگلی در سردشت قرار گرفتهاست که مساحت آن را بین ۶۰ تا ۸۰ هزار هکتار تخمین میزنند. کل مساحت جنگلهای مصنوعی در استان به ۳۲۰ هکتار در قطعات متفاوت میرسد.
مردم
اکثر ساکنان این استان به طور عمده ترک آذری و کرد هستند. ولی اقلیت اشوری و ارامنه هم در استان مخصوصا در ارومیه مرکز استان ساکن هستند .در شهر ارومیه که مرکز و بزرگترین شهر استان بشمار میآید و از دیرباز به عنوان شهری که در آن گروههای قومی، زبانی، نژادی و حتی مذهبی مختلف زندگی میکنند شناختهشدهاست، جمعیت شهر مرکب از مردمان ترک ، کرد و یهودی، ارمنی و آشوری است.
تاریخ استان آذربایجان غربی
از نظر تاریخی، تاریخ باستانی آذربایجان با تاریخ قوم ماد در آمیخته است. قوم ماد پس از مهاجرت به ایران آرام آرام قسمتهای غربی ایران از جمله آذربایجان را تصرف کردند. مقارن این ایام دولتهایی در اطراف آذربایجان وجود داشت که از آن جمله میتوان به دولت آشور در شمال بین النهرین، دولت هیق در آسیای صغیر، دولت اورارتو در نواحی شمال و شمال غرب، اقوام کادوسی در شرق و کاسیها در حوالی کوههای زاگرس اشاره کرد. بعد از تأسیس دولت ماد، آذربایجان به ماد کوچک معروف شد و مشتمل بر شهرهای قدیمی همدان، ری، اصفهان و کرمانشاه بود.
گروهی معتقدند که نام آذربایجان گرفته شده از آذرآبادگان گرفته شده و به معنی سرزمین آتش است. بزرگترین آتشکدههای زرتشتی در این منطقه بوده است و نمونه آن هنوز در باکو پایتخت جمهوری آذربایجان بجا مانده است. گروهی دیگر وجه تسمیه آذربایجان را مربوط به وجود سرداری به نام اتروپاد میدانند. اینان معتقدند که که بعد از غلبه اسکندر مقدونی به ایران، سرداری به نام آتورپات در آذربایجان ظهور کرد و از اشغال آن توسط یونانیان ممانعت به عمل آورد. از آن به بعد این سرزمین به نام آتورپاتگان معروف شد. حکومت جانشینان آتورپات در آذربایجان در زمان اشکانیان نیز ادامه یافت و این منطقه توانست کماکان استقلال داخلی خود را در چهارچوب دولت اشکانی حفظ کند. سرانجام اردشیر بابکان بنیانگذار سلسله ساسانی بر حکمرانان محلی آذربایجان استیلا یافت و آنرا بصورت یک ایالت غیر موروثی آداره نمود .
موقعیت اقتصادی اجتماعی
این استان یكی از مناطق مستعد كشاورزی است. علاوه بر این وجود ایلات و عشایر در دامداری استان نقش قابل توجهی دارد. این استان از نظر اكتشاف و بهرهبرداری منابع معدنی نسبت به سایر استانها در وضع مطلوبی قرار ندارد. بررسی تركیب كارگاههای موجود استان نیز نشان میدهد كه دو گروه صنعتی كانیهای غیرفلزی و غذایی ـ داروئی در بین سایر صنایع بالاترین تعداد میزان اشتغال را دارد. از جمله معادن این استان میتوان به معادن مصالح و سنگهای ساختمانی، گرانیت، میكا، زرنیخ، تالك، تراورتن، طلا، خاك نسوز و پوكه معدنی اشاره كرد.
صنايع دستی استان آذربايجان غربی به شرح زير است:
انواع قالی و گليم, نساجی سنتی, رنگرزی و چاپهای سنتی, رودوزی و بافتنی, سفالگری و سراميک سازی, فرآورده های پوست و چرم, هنرهای مرتبط با فلز, چوب, حصيربافی, طراحی سنتی و نگارگری, صحافی و جلدسازی سنتی, گيوه دوزی و نمدمالی.
قالی بافی:
در مورد قالی های استان آذربايجان غربی تاريخ دقيقی در دسترس نيست و نقشه خاصی که مربوط به استان باشد نيز وجود ندارد. ولی هم اکنون تقريباً نقشة ساير مناطق را می بافند. در آذربايجان غربی, به دليل نزديکی و همجواريش با استان آذربايجان شرقی -که يکی از مراکز عمده قاليبافی در دنيا است - قاليبافی متداول می باشد. مهمترين مراکز قاليبافی استان شهرهای تکاب و مياندوآب و مناطق روستايی و عشايری آن است.
گليم بافی:
در بخشهايی از استان, گليم سوماک نيز بافته می شود.
رنگرزی و چاپ های سنتی:
کليه فرآورده هايی که بوسيله قلم مو, قالب و شابلون, رنگ آميزی می شود و پذيرای نقش می شود جزو چاپ های سنتی به حساب می آيند. البته در آذربايجان غربی عمدتاً در زمينه رنگرزی فعاليت می شود.
رودوزی:
رودوزی های استان عمدتاً در زمينه «ممقان دوزی» انجام می شود. اين هنر- صنعت که توليدش در انحصار زنان و دختران خانه دار است. مواد اولية مورد نيار نخ ابريشم رنگين پارچه است. بيشتر محصولات اين رشته در تهيه کلاه است. البته در حال حاضر زيرليوانی, کمربند, کفش, جليقه, روميزی نيز تهيه می شود.
اين رشته از سوزندوزی از بخش هايی است که طی آن زمينه اساسی پارچه را از بخيه می پوشانند و زمينه تازه ای از نقش و نگار ايجاد می شود. طرحهای سوزندوزی عمدتاً ذهنی و ملهم از برداشت های شخصی هنرمند است.